العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
19
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
آنجا نگذشتيم تا اين آيه فرود آمد ، . . . و گفته : ره در ( 8 : 496 ) در « و الطّير » يعنى مسخر كرديم پرنده را براى داود كه گرد او آمدند و خدا را با او تسبيح گفتند و همه پرنده و كوهها پر بازگشت بودند به دو و فرمانبر او بودند ، جبائى گفته : مانعى ندارد كه خدا معرفت فرمانبرى داود را بدانها دهد و گرچه خرد تكليف ندارند . رازى در ( 26 : 186 ) تفسيرش گفته : اگر گويند چگونه پرنده بيخرد تسبيح تواند ؟ توان گفت كه خدا بدانها خردى داده بود كه در آن زمان خداشناس و تسبيح خوان بودند و اين همه معجزه داود عليه السّلام بود . خَلَقَ الْأَزْواجَ كُلَّها گفتند : يعنى ازواج همه جانداران را از نر و ماده و گفتند : همه اشكال را و يا اصناف را ، و گفتند : هر ممكنى زوج تركيبى است و يگانه به حق و تنهاى مطلق همان خدا تعالى است « وَ ما يَبُثُّ مِنْ دابَّةٍ » يعنى « آفرينش هر چه در زمين پراكنده است از جاندار با هر جنس و سود و هدفى كه دارند نشانههاى روشنى است بر وجود خدا و دانش و نيرو و حكمت و لطفش . . . قوله سبحانه « صافات » گفتند : يعنى در پرواز خود بال گشايند زيرا چون پر گشايند ، پاها را بر هم نهند « و يقبضن » يعنى براى كمك بپرواز پياپى بالها را به خود چسبانند و خداى رحمانست كه آنها را در جوّ نگهدارد بر خلاف طبع آنها كه رحمتش هر چه را فرا دارد و بهر شكل مناسب پرواز آنها را آفريده . . . و من گويم : در سوره فيل و داستان آن دليلى است كه جانداران شعور دارند و فرمانبر خدايند ، زيرا ظاهر اينست كه آن پرندهها از جانوران بودند نه از فرشتهها گرچه احتمال دارد ، و همچنان خود فيل كه از رفتن بحرم خوددارى كرد و سخن عبد المطلب را فهميد و براى او سر بر خاك نهاد چنانچه در داستان مفصل آن گذشت ، آرى ممكن است اين شعور را خداوند در آن هنگام بدانها داده باشد براى كرامت خانه كعبه و عبد المطلب و زمينه چينى براى نبوت پيغمبر ما صلى اللَّه عليه و آله و سلم